ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
خونه رنگ می کنیم و همه چی بهم ریخته
گردو رفته خونه مادربزرگش و من از فرصت استفاده می کنم تا وسایلش را مرتب کنم
باباش می گه چیزایی که لازم نداره را بریز دور
می گم لازم نداره ولی ازشون خاطره داره
می گه چندتاشو نگه دار برای خاطره, بقیه را بریز
می گم تو می شینی با خواهر برادرات از گذشته ها و بچگیتون تعریف می کنید
من با خواهرام
گردو با کی می خواد خاطره زنده کنه؟
شاید این وسایلی که به نظر ما دور ریختنیه بعدا بتونه یکمی از تنهاییش را پر کنه