ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
-بابام رفت خونه مامان بزرگم ,سال دیگه که مدرسه ها باز بشه بر می گرده
که وقتی مامانم رفته سر کار و من از مدرسه بر می گردم ,تنها نباشم
-خیلی خوبه
حالا تابستان هم شاید ببینیش
-..............................................................
-خیلی چاق و بزرگه
-کی؟
-همین که مامانم داره تعریف می کنه,اگه ما چهار نفر دستامون را به هم بدیم
اندازه شکمش میشیم
-نه خاله مامانت میگه چاق نیست
-خاله,بنگاهی آدم را بوس می کنه؟
-چطور؟
-آخه بنگاهی مامانم را بوس کرد
-خاله جون به مامانت میگم وقتایی که می خواد بره پیاده روی تو را بیاره خونه ما
vis-ta
این دیالوگ ماله فیلم بود یا دنیای واقعی
هوووووم؟
واقعی