ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
"بی تو باز پرنده ها به زیر بارون میشینند
کبوترا خسته میشن میان تو ایوون میشینند"
خدایا چی میشد حس و حالم برمیگشت به 30 سال پیش
چقدر پرانرژی و رها بودم
وقتی این آهنگو گوش میدادم. تمام عشق و سرخوشی دنیا میریخت تو دلم
تمام روزم به بازی و درس و کتاب و تلویزیون میگذشت
بی هیچ غم و غصه ای
شاید اون عشقهای الکی نوجوونی یکمی اذیتم میکرد ولی شوق و شور زندگی تو دلم بود
دختر موفق و نمونه مدرسه و فامیل بودم
دنیای قشنگی برای آینده ام تصور میکردم و دیگران هم امید خیلی زیاد بهم داشتند
از هجوم این همه غم و غصه بیخبر بودیم
چرا بایدزندگیم اینقدر پر پیچ و خم میشد
کجای این قصه گم شدم