ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
چشماش دیگه خوب نمی دید ولی حاضر نبود بپذیره
از کنار اتوبان می رفته و احتمالا وسط خیابون بوده که ماشین بهش زد و پاش شکست و همونجامشخص شد سرطان خون پیشرفته داره و چند ماه بعد به خاطر سرطان فوت کرد
رفتیم بیمارستان ملاقاتیش و گلی که گرفتیم تو یه کوزه کوچیک بود بعد که مرخص شد کوزه را داد به خودمون
همین کوزه ای که الان رو میزه و تنها یادگاری از پدر شوهر سابقه