ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
از مهاجرتش نوشته ترک خانواده و نامزدش به خاطر ادامه تحصیل بعد ازش پرسیدن نامزدیت چی شد نوشته هیچی دیگه دیدیم من اینجا اون اونجا و نمیشه تمومش کردیم
یه قصه ی تلخ آشنا
طرف خفه مون کرد اینقدراز ....استوری گذاشت و تاریخچه ... را گفت منم هاید استوریمو برداشتم تا موهای زن نامحرم ببینه و اگه واقعا اعتقاد داره گناه کنه و اگه همچنان منی که ممکنه بازم از این عکسها بذارم را فالو کنه معلومه ریاکاره و پدر سوخته ای بیش نیست هرچند که قبلا بهم ثابت شده
یک روز شادی یه روز غم یه روز زیاده یه روز کم خدای ما کریمه
اصلا یادم نمیاد چند هزار سال قبل اینو گوش داده بودم و تو اینستا دیدم می خوندن و عجیبه حفظ بودم و شد ترانه ی درخواستی امشب مغزم که شبها تازه شنگول میشه
« سرم هر چی بیاره میگم عیبی نداره خدا خودش رحیمه»
خوشتیپ جان اولین پست اینستاگرامم را لایک کرد که بگه همه پست ها را دیده
تا باشه از این استادهای جیگر جان
دیگه قطع به یقین می تونم بگم دیگه هیچ مردی تو دنیا نیست که از صمیم قلب دوستش داشته باشم و نمی دونم این حس ترسناکه یا خوبه یا هر چی بالاخره حس من همینه
آب در نقطه ی جوش دیگه افزایش دما نمیده از حالت مایع به بخار تبدیل میشه آدم ها هم یک نقطه ی شکستن دارند که از اونجا به بعد دیگه افزایش غم ندارند و به آدم دیگه ای تبدیل میشن
یک دریچه کف استخر بود که هر وقت می دیدمش یاد عمق استخر میفتادم و دستو پامو گم میکردم و حتی تا خفگی هم پیش می رفتم
الان حاضرم به همون دریچه بوسه بزنم فقط برم تو آب
الان دیدم که قبلا درباره ی این دریچه نوشتم خب از بس تو ذهنمه
از صدای ضبط شده خودم متنفرم ولی الان تو پیج مدرسه شنیدم قابل تحمل بود درحدی که شک کردم خودم باشم دم خودم گرم چه با صلابت و رسا حرف می زدم
خواهر بزرگه میگه به مامان گفتم کاش فلانی بیاد خواستگاری تو
مامان هم گفت اتفاقا منم بهش فکر کردم بعد اضافه کرد که من فلانی را دوست دارم فقط کاش شغلش راعوض می کرد تو چی میگی گفتم شغلش برام مهم نیست گفت پس چی ازش خوشت نمیاد گفتم خواهر جون من حوصله شوهر داری ندارم
اومدم خونه فلانی زنگ زده میگه من کی بیام عیددیدنی خونه مامانت گفتم تو که تازه اینجا بودی نمی خواد بیای ازت توقع نداره
این وسط همه جوره تلاش می کنم تا این وصلت جور نشه ولی از روزی می ترسم که همشون دست به یکی بشن
طرف کلی حس هنری گرفته و استوری گذاشته وساز می زنه وسط این استوریا تا برم استوری بعدی هی موزیکی که قبلا گذاشته بودم پلی میشه و شمایل زاده می خونه« آخرش فدات میشم اما نه حالا حالا »
اصلا مهم نیست به حس هنری یارو ... شد من چرا ساعت ۱ بامداد باید این ریمیکس را گوش بدم
کاش می فهمیدم اون پیش افتاده کیه که همیشه قبل از من تو هر سایت و اپلیکیشنی رفته وبا فامیلی من یوزرنیم ساخته